شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

213

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

توانست در مدتى كوتاه تمام شرايط را به نفع خويش عوض كند و افكار و احساسات اجتماع را به سوى خود متوجه سازد . خطابه‌هاى آتشين و جانسوزى كه توسط خواهر داغدار حسين عليه السّلام و حضرت سجاد زين العابدين عليه السّلام در شام ايراد گرديد و در آن رسواييها و جنايتهاى شرمگين حكومت بنى اميه و بسيارى از حقايق ديگر بىپرده بيان شد ، به زودى توانست از يك طرف بغض و عداوتى را كه در دلهاى شاميان نسبت به آن خاندان فضيلت دهها سال جاى گرفته بود ، به عواطف و علاقهء شديد مبدّل سازد و از سوى ديگر ، خشم و نفرت عمومى را به سختى متوجه يزيد بن معاويه سازد . زادهء فرزند هند كه با كشتن حسين عليه السّلام و اسارت خاندان وى به غلط تصور مىكرد كه ديگر كارها پايان يافته و پروندهء خاندان پيغمبر و در نتيجه اسلام واقعى به زودى براى هميشه بسته مىشود ، ناگاه با تعجب فراوان ديد كه در سرزمين شام و در پايتخت حكومت وى ، فرمانروايان واقعى و صاحبان قدرت ، همانا زنان و فرزندان اسير حسينند ، آنهايى كه بر افكار و دلهاى مردم حكومت مىكنند ، نه يزيد و ياران كثيف او . يزيد بن معاويه ديد كه كشتن حسين عليه السّلام ( بر خلاف تصور سابقش ) به جاى آن كه موقعيت وى را بهتر و تسلط و نفوذ او را بر امت بيشتر سازد ، ضربه‌هاى مهلك و كوبنده‌اى بر پيكر حكومت او وارد ساخت . ضربه‌اى كه اثر آن قاطع بود و حكومت شام را ناچار به استمالت و پوزش طلبى از اهل بيت پيغمبر واداشت . مجلسى كه يزيد را به ننگ مىكشد يزيد بن معاويه كه اكنون حسين بن على عليه السّلام و ياران آزادهء او را به قتل رساند ، از قدرت و پيروزى خود سخت سر مست است و مىخواهد « به اصطلاح » اين فتح را به شاميان و شخصيتهاى بزرگ آن سرزمين تفهيم كند . از اين نظر ، دستور داد مجلسى بىسابقه ترتيب دهند كه در آن همهء شخصيتهاى خارجى كه مقيم پايتخت وى هستند و اشراف و سران شام شركت كنند . در آن مجلس ، خود بر بالاى تختى زرنگار نشست و مظاهر قدرت خويش را در آن مجلس نمودار ساخت . در اين هنگام ، فرمان داد سر مقدس عنصر فضيلت را در برابر آن ناپاك‌زادهء رسوا و كينه‌هاى شيطانى و عداوتهاى موروثى خويش را با طرزى وحشيانه و غير انسانى نسبت به خاندان على عليه السّلام ظاهر سازد و با آن چوب دستى كه در دست داشت نسبت به آن سر بريده اسائهء ادب كند .